خطاهای مودم
برای دانلود خطاهایی که ممکن است هنگام اتصال به اینترنت با آن مواجه بشوید اینجا کلیک کنید .
امیدوارم که به دردتان بخوره .
برای دانلود خطاهایی که ممکن است هنگام اتصال به اینترنت با آن مواجه بشوید اینجا کلیک کنید .
امیدوارم که به دردتان بخوره .
فوبیا، هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.
در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.
ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.
ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.
ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.
ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.
ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.
ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.
ترس از صائقه (Astraphobia): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.
ترس از پرواز (Aviophobia): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.
ترس از سگ (Cynophobia): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.
ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.
خلاصة داستان:
روزي رستم « غمي بد دلش ساز نخجير كرد.» از مرز گذشت، وارد خاك توران شد، گوري شكار و بريان كرد و بخورد و بخفت.
سواران توراني رخش را در دشت ديده به بند كردند. رستم بيدار كه شد در جستجوي رخش به سوي سمنگان رفت. شاه سمنگان او را به سرايش مهمان كرد و وعده داد كه رخش را مييابد.
نيمه شب تهمينه دختر شاه سمنگان كه وصف دلاوريهاي رستم را شنيده بود، خود را به خوابگاه رستم رساند و عشق خود را به او ابراز كرد و گفت آرزو دارد فرزندي از رستم داشته باشد.
زماني كه رستم تهمينه را ترك ميكرد، مهرهاي به او داد تا در آينده موجب شناسايي فرزند رستم گردد.
نه ماه بعد تهمينه پسري به دنيا آورد. « ورا نام تهمينه سهراب كرد.» سهراب همچون پدر موجودي استثنايي بود. در سه سالگي چوگان ميآموزد؛ در پنج سالگي تير و كمان و در ده سالگي كسي هماورد او نبود
درباره شهرستان مرند
موقعيت، وسعت، قلمرو شهرستان، طول و عرض جغرافياي، شهرستانها و استانهاي همجوار
شهرستان مرند يكي از شهرستانهاي شمالي آذربايجان شرقي بوده كه در شمال شرقي درياچه اروميه و شمال غربي تبريز و بر سر راه آهن تبريز – جلفا قرار گرفته و فاصله آن از شهر تبريز 75 كيلومتر مي باشد. از طرف شمال به شهرستان مرزي جلفا، از جنوب به شهرستان شبستر، از شرق به شهرستان اهر و از غرب به شهرستان خوي و ماكو محدود مي گردد و فقط از قسمت غربي به استان آذربايجان غربي محدود و با ساير استانهاي كشور مرز مشتركي ندارد.
اين شهرستان بين 38 درجه و 7 دقيقه تا 38 درجه و 56 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 15 دقيقه تا 45 درجع و 50 دقيقه طول شرق جغرافيايي واقع شده است. وسعت منطقه 8/3308 (بخش مركزي 6/2465 و بخش يامچي 2/843) كيلومتر مربع بوده كه 2/38 درصد آن را اراضي كشاورزي ، 40 درصد آن را اراضي مرتعي و 8/21 درصد بقيه را اراضي باير و پستي و بلنديها و كوهها و نقاط مسكوني روستائي و شهري تشكيل مي دهد. بعبارت ديگر حدود يك سوم مساحت اين شهرستان را اراضي مسطح و جلگه اي و دو سوم آنرا اراضي ناهموار شامل مي گردد.
چگونگي پستي و بلندي کوهها و ارتفاعات مهم
نظر به اينكه شهرستان مرند در منطقه كوهستاني قرارگرفته و بيش از دوسوم مساحت آن اراضي ناهموار تشكيل مي دهد. بنابراين ارتفاع اراضي جلگه اي از سطح دريا بين 900 تا 1500 متر متغير بوده كه ارتفاع پستترين نقطه در دشت يكانات از سطح دريا 900 متر و در مرتفع ترين نقطه يعني قله ميشاب (ميشو) بالغ بر 3125 متر مي گردد. از ديگر ارتفاعات مهم اين منطقه مي توان به كوه سنگبران (سمبوران) 1727 متر، كوه علي علمدار 3155 متر، كوه گچي قلعه سي 1649، بوغداداغ 2385 متر و ديوان داغ 2344 متر اشاره كرد.
وضعيت آب و هوايي و ميزان بارندگي در شهرستان
با اينكه مرند جزء شهرهاي بزرگ استان محسوب مي شود متاسفانه تاكنون اقدام موثر و عملي در جهت راه انداري ايستگاه هواشناسي صورت نگرفته است (انشاء ا... در آيندهاي نزديك اين پروژه تكميل و افتتاح خواهد شد) بنابراين بررسي و پيش بيني وضعيت آب و هوائي شهرستان، مسئولين و مردم منطقه را با مشكل مواجه نموده است. با اينهمه موقعيت آب و هوائي مرند را مي توان چنين توصيف نمود كه : ميزان متوسط بارندگي در مناطق مختلف شهرستان متفاوت بوده و بين 220 ميلي متر در منطقه هرزندات و يكانات و 373 ميلي متر بارندگي در حومه مرند و پيام در سال با پراكنشهاي متوسط در نوسان مي باشد. ميزان بارندگي در سال 1373، 4/380 ميلي متر و در سال 1374 حدود 7/234 ميلي متر بوده است كه 30 درصد آن در فصل بهار، 5/10 درصد در فصل تابستان 37 درصد در فصل پائيز و 5/22 درصد آن در فصل زمستان نازل گرديده است. در چند سال اخير اين شهرستان به جهت عدم بارندگي نزولات آسماني دچار خشكسالي شده و خسارات فراواني را متحمل گشته است.
جريانهاي هوائي مختلف بر روي اقليم اين شهرستان تاثيرات متفاوت و متغيري را مي گذراند كه در نگاه اصلي در فصل گرم (از اوايل ارديبهشت تا اوائل مهر) و سرد (از اوائل مهر تا اواخر فروردين) زيانزد مردم محروم و زحمتكش منطقه مي باشد. بطور كلي در اين شهرستان حداقل درجه حرارت مطلق 22-درجه سانتيگراد و حداكثر آن 37 درجه سانتيگراد بوده و تعداد روزهاي يخبندان از 109 روز تجاوز نمي كند.
وجود آب و هواي معتدل سرد و همچنين نامناسب بودن بارش سبب گرديده كه پوشش گياهي از آب و هواي مرند تابعيت نمايد. بدين معني كه اگر بارش و ميزان نزولات هوا متناسب باشد پوشش گياهي بهتر رشد كرده و در غير اين صورت وضع پوشش گياهي مطلوب نخواهدبود. پوشش گياهي اين منطقه از نوع استپ بوده و در بهار رويش گياهي به مدت 11 روز تمام مناطق كوهستاني ميشاب و ساير مناطق را مي پوشاند ارتفاع گياهان تا 60 سانتيمتر نيز مي رسند.
وضعيت پوشش گياهي ،جنگل و مرتع
پوشش گياهي خاص منطقه استپي مرند انواع گونها و خارها مي باشد ولي عمده ترين پوشش گياهي، علوفه هايي هستند كه اغنام و احشام از آنها استفاده مي نمايند بايد گفت در ميان اين پوشش گياهي، گياهان داروئي نظير كاكوتي، پونه، اوغلان اوتي، ختمي كوهي، قازاياقي، پنيرك، قال قان، اوشقون(ريواس) پياز كوهي و دهها گياه دارودي ديگر كه همه از نظر طبي حائز اهميت مي باشند.
طبق اطلاعات موجود، مساحت كل مراتع استحفاظي شهرستان مرند كه اقدامات اجرائي ماده 56 در آنها اجرا گرديده به ميزان 83/140587 هكتار بوده كه از ايت ميزان حدود 20000 هكتار آن جز مراتع خوب و 90000 هكتار آن جزء مراتع متوسط و بقيه يعني 83/30587 هكتار جزء مراتع فقير مي باشد كه از مراتع خوب مي توان به ييلاق قرهچي يا پيربالا، ارلان، باغلار، عيش آباد، محبوب آباد، مهار، دارانداش، كوه كمر، پيام، كندلج اشاره كرد.
منابع آب شهرستان : آبهاي سطح الارضي - رودها ، چشمه ها و قنوات ، آبهاي تحت الارضي
وجود آب هاي سطح الارضي، رودها، چشمه ها و قنوات، آب هاي تحت الارضي به كشاورزي جايگاه خاصي بخشيده ولي با اين ويژگي هنوز دشت هاي مرند، هرزندات با مشكل كم آبي مواجه هستند عمده مصرف آب در شهرستان مرند در بخش كشاورزي متمركز گرديده است كه حدود 90 درصد اين مصرف از آب هاي زيرزميني با حدود 750 حلقه چاه عميق و نيمه عميق تامين مي گردد. حجم آب مصرفي شهرستان در قسمت آب هاي زيرزميني حدود 250 ميليون مترمكعب تخمين زده مي شود رودخانه هاي مهم شهرستان عبارتند از: زيلبرچاي، زنوزچاي، قره چاي ( كشكسراي) شيخ چاي.
بررسي وضعيت تقسيمات کشوري و سوابق آن
به منظور تسلط و اداره مناطق دور دست توسط حكومت هاي قديم نايب الحكومههايي در شهرستان ها گمارده مي شد تا امورات مناطق را مطابق با سياست و نظر حاكمان اجرا نمايند، با توسعه مناطق مذكور و نرخ رشد جمعيت حكام زمان بر آن شدند كه قوانيني را تدوين نمايند تا مردمان تحت الحكومه آنان امورات خود را با توجه به قوانين مدون حكومت ها پيگيري نمايند.
شيوه هاي حكومتي و كشورداري توسط حكام متفاوت بوده و هر كدام با روش خاص حاكميت خود را به مردم اعمال مي نمودند. در نهايت با توجه به مشكلات فوق به موجب قانون ايالات و ولايات مصوبه 14 ذيقعده 1325 قمري كشور ايران از لحاظ تقسيمات كشوري به چهار ايالت ( استان) و 12 ولايت تقسيم شد و براي اداره هر يك از دهات كدخدا انتخاب گرديد و بر اساس اين تقسيمات در ايران 4 ايالت و 38 حكومت مستقل ( فرمانداري) و 137 نائب الحكومه ( بخشداري) وجود داشت.
خصوصيات جمعيتي و انساني
چنانچه از جدوب ذيل پيداست نرخ رشد جمعيت در شهرستان مرند در مقايسه با سال هاي 55 و 65 در سال 75 كاهش چشمگيري را نشان مي دهد يعني كاهش 33/2% در سال 75 نسبت به سال 55 دليل فرهنگ بالاي شهروندان مرندي است. البته اين كاهش در شهر زنوز همواره منفي بوده است كه البته اين كاهش فقط ناشي از كنترل جمعيت نبوده بلكه مهاجرت نيز در آن نقش اساسي دارد.
تحولات جمعيتي شهرستان مرند
شهر
جمعيت به سال
نسبت به در صد رشد
1355
1365
1375
65 به 55
75 به 65
مرند
36108
71394
96396
82/6
00/3
زنوز
4204
3948
3500
63/0
20/1
كشكسراي
5072
6872
7191
99/2
50/0
شهرستان مرند
134500
202655
224344
34/3
02/1
بر اساس سرشماري نفوس و مسكن 1375، شهرستان مرند داراي 224344 نفر جمعيت بوده كه از 107087 در مناطق شهري (مرند 96396 نفر، زنوز 3500 نفر، كشكسراي 7191 نفر) و تعداد 117257 نفر در مناطق روستايي و تعداد 1595 نفر (طبق آمار سال 1375) در مناطق عشاير نشين سكونت دارند در حاليكه جمعيت واقعي عشاير مرند بر 2400 نفر بالغ مي گردد ( توضيح اينكه جمعيت عشايري جزء جمعيت روستايي نيز محسوب شده است).
وضعيت اشتغال
نرخ بيكاري در شهرستان مرند با توجه به جمعيت فعال استان 3/9% مي باشد كه از اين لحاظ اين شهرستان از نظر داشتن تعداد افراد بيكار رتبه سوم را به خود اختصاص داده است و افراد شاغل اكثراً در حرف ذيل فعاليت دارند:
قاليبافي، كشاورزي، دامپروري و دامداري، صنايع مواد غذايي، ساختمان، فروش و نگهداري و تعمير وسائل نقليه، هتلداري، اداره امور عمومي و تامين اجتماعي، آموزش و پرورش، بهداشت و مددكاري اجتماعي، شركتها و كارخانجات، ادارات دولتي، خصوصي و تعاونيها و ...
درصد بالاي جمعيت بيكار اين شهرستان نسبت به جمعيت فعال استان نشان مي دهد كه 2/11% جمعيت شهري و 6/7% جمعيت روستايي و عشايري بيكار هستند و در كل شهرستان نرخ بيكاري بر 3/9% بالغ مي گردد در حاليكه همين نرخ در سطه استان 2/6% (4/7% شهري و 6/4% روستائي) مي باشد بنابراين شهرستان مرند از حيث داشتن افراد شاغل در رديف دوازدهم بين چهارده شهرستان استان قرار گرفته است. اين امر بيانگر آن است كه در خصوص بخشهاي اقتصادي و كشاورزي سه گانه (دولتي، خصوصي، تعاوني) كه مي توانستند در جذب نيروي انساني بسيار مؤثر واقع شوند توجه لازم و كافي معمول نشده است.
وضعيت آموزش
تعداد موسسات آموزشي و موسسات آموزش عالي
كودكستان
تعداد دبستان
تعداد راهنمايي
تعداد دبيرستان
دانشسرا و تربيت معلم
دانشگاه و دانشكده
پيش دانشگاهي
5
211
121
67
-
3واحد
2
در دانشگاه ها و دانشكده فني رشته هاي ذيل تدريس مي شوند: رشته هاي كارشناسي: حسابداري، پرستاري، زيست شناسي، دبيري رياضي، زبان انگليسي، جغرافيا، آموزش ابتدايي ناپيوسته، ادبيات فارسي پيوسته، زبان انگليسي ناپيوسته، الهيات و معارف اسلامي، مديريت دولتي، علوم تربيتي، علوم اجتماعي، روانشناسي و رشته هاي كارداني: نقشه برداري، ساختمانهاي بتني، حسابداري، مامايي، علوم آزمايشگاهي، ادبيات و علوم تجربي، كل دانشجويان اين شهرستان ( مشغول به تحصيل در شهرستان) بر 5488 نفر بالغ مي گردد. و از آن تعداد حدود 60% غيربومي و بقيه بومي هستند. از مدارس علوم ديني: فقط يك واحد مدرسه ديني شيعه به صورت برادران و خواهران مجزا از هم در مرند فعال است و تعداد 26 نفر برادر و 45 نفر خواهر طلبه شيعه در آن به تحصيل اشتغال دارند.
در شهرستان مرند روزنامه محلي منتشر نمي شود فقط يك صفحه از روزنامه مهد آزادي استان هر چهارشنبه به مرند اختصاص دارد. تعداد تيراژ و توزيع روزنامه ها و مجلات اكثراً در حد مطلوبي قرار دارند فقط روزنامه هاي ايران، همشهري، جمهوري اسلامي و ... از نظر تيراز توزيعي در حد پاييني بوده و براي هواداران و خوانندگان خود مشكلاتي را به بار آورده است در كل شهرستان مرند روزانه 5112 نسخه از 132 نوع نشريه توزيع مي گردد. كه تعداد 1235 نسخه از آنها روزنامه بوده كه در دكه هاي شش گانه شهر مرند توزيع مي گردند.
عموماً وضع كتابخانه هاي موجود رضايت بخش مي باشد ولي كميت آنها بسيار پايين مي باشد به طوري كه در شهر مرند با حدود 97000 نفر جمعيت ( آمار 75) فقط يك واحد كتابخانه عمومي وجود دارد.
نقاط تاريخي و ديدني
مسجد جامع مرند
مسجد جامع مرند در مزكز شهر مرند واقع شده است طبق كتيبه محراب مسجد اين بنا در سال 731 هجري در زمان سلطنت ابوسعيد بهادرخان از محل خيرات مردم مرند و جزيه اي كه در آن زمان از غير مسلمان مي گرفتند به توليت حسين بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شده است. امروزه كف مسجد به اندازه سه پله (80 سانتي متر) از سطح كوچه مجاور پايين تر مي باشد و دالاني به طول 12 متر با سه طاق گنبدي، ورودي را به شباستانها مربوط مي سازد در سمت چپ اين دالان، شبستان جنوبي با گنبدي كم خيز واقع شده كه بر فراز آن كتيبه اي از سنگ با عبارت ذيل به چشم مي خورد.«امر بتجديد هذا المعماره العبد الفقير خواجه حسين بن سيف الدين محمود بن تاج خواجه في اواخر شوال سنه اربعين و اربعمائه»
محراب به عرض 75/2 و ارتفاع 6 متر در قسمت جنوبي مسجد واقع شده و مزين به آيات قرآني به خط كوفي و گچبري هاي زيبا بديع مي باشد. كتيبه تاريخ محراب در قسمت قوس بزرگ بالاي آن به شرح ذيل ديده مي شود: « جدد من فواضل الانعام السلطان الاعظم مالك رقاب الامم ابوسعيد بهادرخانه خلدالله ملكه في احدي و ثلثين و سبعمائه هجريه» در فاصله دو ستون تزئيني و گچبري كنار محراب نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: «عمل عبدالفقير نظام بند گير تبريزي» در داخل هلال در پايين دو كتيبه مزبور كتيبة گچبري ديگري به خط رقاع بدين مضمون به چشم مي خورد: «وقف من مال خيرته مدينه مرند علي مصالح هذا المسجد الجامع و شرط التوليه العبد الضعيف حسين بن محمود بن تاج خواجه»
كاروانسراي مرند
اين كاروانسرا كه به جهت واقع شدن در نزديكي مرند به اين نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام ديگري داشته است كاروانسراي مذكور در 23 كيلومتري مرند و در سر راه جلفا و در دشت الكي واقع شده است تاريخ بناي اين كاروانسرا (به سال 731 هجري قمري و عهد ابوسعيد بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلي خاك آثاري از آن باقي نمانده است اين كاروانسرا (يكي از باشكوهترين بناهاي زمان خود بوده و شايد هم قلعه يا مقر حكومتي شخص با نفوذي بوده است گروهي به جهت نزديكي نام محل به نام هلاكوه ايلخان مغول ساختمان اين بنا را به هلاكو نسبت مي دهند چرا كه الكي گاهاً هلاكو خوانده مي شود. تا چندين سال پيش سردر كاروانسرا كه طاق روي آن خراب شده بود نمايان بود كه ارتفاع آن به 9 متر مي رسيد. صفحة خارجي آن از نيم ستون زاويه كتيبه اي به عرض 25 سانتي متر شروع مي شده كه به حروف كوفي نوشته شده بود اين حروف از سفال بدون لعاب در زمينة كاشي آبي روشن نوشته شده بود.
مسجد بازار
مسجد بازار كه در مدخل شهر واقع شده حدود 300 متر مربع مساحت دارد بر روي چهار ستون سنگي استوانه اي قرار گرفته است بنا به اظهار مهمترين محلي در روزگاران قديم ديري بوده كه بعداً به علت انتساب به مادر حضرت نوح تبديل به يك مسجد گرديده است در شهر مرند همچنين چند بناي باستاني وجود دارد كه به اندازة كافي مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در حاليكه اگر چنين مي شد احتمالاً گوشة تاريكي از تاريخ فرهنگ گذشته اين شهر روشن مي شد از جمله اين بناها دو امامزاده به نامهاي امامزاده احمد در قسمت غربي شهر و در كوه امامزاده ابراهيم واقع در كوي يالدور مرند و نيز تاع و مقابر مربوط به اصحاب علم و عرفان بنامهاي پير اسمعيل در محلة يالدور، پير اسحق در محلة گلعذاريها و پير خموش در كوچة صمصامي مي باشد.
آثار بسيار باارزش ديگري هم از ديدگاه باستان شناسي در شهرستان مرند وجود دارند كه نيازمند مطالعه دقيق تري مي باشند از اين آثار مي توان قلعه باروج ( هزاره اول و دوم) قلعه مرند، قلعه ديزه و زنوزق در زنوز، مسجد پيربالا، پل هاي قديمي روي رودخانه زيبلر، قلعه يالدور، هلال تپه بعد از راه آهن، باغ مزار، كل تپه سمت چپ جاده كوره هاي آجرپزي كه قديمي ترين آثار باستاني است و به هزاره سوم قبل از ميلاد تعلق دارد. قبرستان هزاره اول اول انامق تپه باستاني كندلج ( اوايل اسلام) سنگ هاي تاريخي الينجق در روستاي ديزج عليا كه به دوران حكومت ايل هاي قره قوبونلو تعلق دارند. سنگ هاي تاريخي زرغان، تپه باستاني چراگاه امير ( هزاره اول) قلعه باستاني هرزند جديد ( هزاره اول و دوم) قبرستان هرزند جديد ( هزاره اول) گوهر سينه و قلعه الكي، قلعه گل اندوز و هرزند عتيق، تپه هاي باستاني چاخماخلي زال (هزاره اول) قبرستان اطراف جاده قديمي گلي قيه و زال ( هزاره اول) ، شاه عباس الكي كه قدمت آن به دوران شاه عباس دوم بر مي گردد.
شكل مكعبي مسجد جامع و نبود مناره در آن از خصوصيات خاص ساختمان سازي قديمي ايران حكايت دارد. سبك معماري مسجد جامع مرند سبك معماري دوره سلاجقه ميباشد در بر قديمي آن سنگي بود ولي حالا به جاي سنگ دربي آهني نصب شده است عموماً ر ساخت
مسجد از آجر و گچ استفاده شده است مسجد بازار مرند با 6 قطعه شاه نشين و يك صحن داخلي يك ايوان بنا شده است عرض و طول مسجد 28 * 30 متر بوده كه تمام بنا روي 4 ستون سنگي بسيار ظريف قرار دارد يك گنبد اصلي در وسط دارد در ساخت اين مسجد نيز آجر و گچ به كار رفته است ديگر بناهاي تاريخي مرند به كلي از بين رفته اند و آثاري از آنها به جاري نمانده است.
وضعيت اقتصادي
صنعت، تجارت، خدمات، شيوه و الگوهاي معيشت مردم: اقتصاد مرند عمدتاً بر پايه كشاورزي است اكثر مناطق شهرستان بنا به شرايط طبيعي، براي دامداري، كشاورزي و باغداري مناسب مي باشد. محصولات مهم مرند غلات ( گندم و جو) (كه شايد بالاترين توليد را در ميان شهرهاي آذربايجان شرقي دارد) و حبوبات، سبزيجات و صيفي جات است كه بسيار معروف مي باشند باغداري بسيار رايج و محصولات مهم آن زردآلو و سيب و انگور است كه علاوه بر مصرف داخلي، مقداري به عنوان خشكبار صادر مي گردد كه وجود كارخانه هاي متعدد سنتي برگه زردآلو دليل بر اين امر است سيب و زردآلوي مرند و همچنين سيب زنوز بسيار خوب بوده و معروفيت خاصي دارد. صنعت مهم مرند، قالي بافي است ديگر صنايع آن فتيله بافي، گليم بافي، جاجيم بافي، سبدبافي،توليد آجر، مصالح ساختماني (آهك و ...) كاشي سازي، سراميك سازي، چيني سازي، كمپوت، رب سازي، خيارشورسايز، موتورسازي، توليد وسايل نسوز، توليد انواع خاك هاي صنعتي شيميايي و ... كه در قالب شركت هاي خصوصي فعاليت دارند. همچنين وجود كارخانه كائولن شويي كه خاك چيني توليد مي نمايد بر صنعت مرند از نظر اقتصادي و اشتغال افزوده است. مردم منطقه مرند اكثراً از طريق قالي بافي و كشاورزي و دامداري و داد و ستد امرار معاش مي نمايند عموماً مردم منطقه به طور ساده و بي آلايش زندگي مي نمايند. نظر به اين كه درآمد اكثريت مردم پايين بوده با اين حال به الگوهاي غربي كمتر روي آورده اند بعضي مردم منطقه نيز از طريق سبدبافي، گله داري و... به درآمدي دست مي يازند و با آن زندگي مي نمايند. قتيله بافي، سراميك سازي برگه سازي و كارخانه هاي ريز و دشت تعدادي را در خود جاي داده و از طريق اشتغال در آن واحدها امرار معاش مي نمايند، بيشتر مردم مرند از طريق داد و ستد و تجارت زندگي مي گذرانند. از 72 واحد صنفي صنعتي مستقر در مرند در حال حاضر حدود26 واحد از آنها فعال ميباشند در اينجا مجالي براي شمردن يكايك آنها نيست ولي عمدتاً وجود كارگاه هاي متعدد قالي بافي، چرم سازي، برگه سازي زردآلو، كمپوت سازي، آجر سازي و ... كارخانه هاي چينندگان، كائولن سازي، سراميك سازي، جوراب بافي و كارگاه هاي جوشكاري، آهنگري، تراشكاري، خرمنكوب سازي، تانكرسازي و ... رونق خاصي بر بخش صنعت مرند داده اند.
فهرست:
· تاریخچه gps
· Gps چیست؟
· Gps چگونه کار میکند؟
· کاربردهای gps
· یک سیستم gps برای مریخ
GPS داراي تاريخچه و سير تکاملي جالبي ميباشد و اخيرا استفاده از آن موجب اکتشافات قابل توجهي شده است. اما قبل از اين که بيشتر راجع به GPS بدانيم، لازم است مختصری در مورد ناوبري( Navigation ) بدانيم.
از زمان ماقبل تاريخ مردم سعي مي کردند يک راه قابل اطمينان پيدا کنند که به آنها بگويد کجا هستند و حتي آنها را به جاييکه مي روند راهنمايي کرده و سپس به خانه بازگرداند.
مردمان غارنشين وقتي که براي تهيه غذا به شکار مي رفتند، احتمالا از سنگها و شاخه هاي کوچک براي علامتگذاري مسير خود استفاده مي کردند. ملوانان نيز ابتدا سواحل را به دقت دنبال مي کردند تا از گم شدنشان جلوگيري کنند.
وقتی دریا نوردان اوليه در درياهاي باز(اقيانوس ها) کشتيراني کردند، دريافتند که ميتوانند مسير خود را با دنبال کردن ستارهها ترسيم کنند. فنيقيهاي باستان از ستاره شمالي براي سفر به مصر و جزيره کرت استفاده ميکردند. بر طبق گفته هومر الهه آتنا به اوديسه گفته است که هنگام سفر کردن در جزيره کاليپسو " دب اکبر را سمت راست خود قرار بده". متأسفانه براي اوديسه و ديگر دريانوردان ستاره ها فقط در شب و تنها در شبهاي صاف قابل رؤيت هستند.
پيشرفت مهم بعدي در امر ناوبري کشف قطب نماي مغناطيسي و دستگاه زاويه ياب( sextant ) بود.
عقربه قطب نما هميشه نقطه شمالي را نمايش مي دهد، بنابراين هميشه دانستن جهت مسيري که در آن حرکت ميکنيم را ممکن مي سازد.



اين مقبره واقع در بودروم (Bodrum) ترکيه که در زمانهاي قديم هاليکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زماني که پارسيان حکومت خود را تا بين النحرين، هند شمالي، سوريه، مصر و آسياي صغير گسترش داده بودند، با توجه به وسعت مملکت، يک شاه بدون کمک حکام محلي قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود.
سرزمين کاريا (Caria) واقع در غرب آسياي صغير(ترکيه) به قدري از پايتخت دور بود که به نوعي مستقل و خودگردان به شمار مي آمد. در طي سالهاي 377 تا 353 قبل از ميلاد، شاه ماسولوس Mausollos بر اين منطقه حکومت ميکرد و پايتخت خود را به هاليکارناسوس منتقل کرد. در زندگي اين شاه هيچ نکته مهمي به غير از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ايده اين پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتميسيا به وجود آمد.اين بنا در حدود سال 350 قبل از ميلاد، سه سال پس از مرگ شاه و يک سال پس از مرگ آرتميسيا، تکميل شد.
به مدت 16 قرن، مقبره در شرايط خوبي برجا ماند تا يک زلزله موجب آسيب ديدن سقف و ستونهاي آن شد.
تعدادي از مجسمه هاي موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداري ميشوند.
شرح کوتاهي از بنا
تحقيقات باستان شناسي و شرح مفصل مورخين باستاني تصوير روشني از اين مقبره به دست داده است. بنا داراي زيربناي چهارگوشي به ابعاد 30 در 40 متر بوده و جايگاه مخصوص سلطنتي پلکان دار که زواياي آن با مجسمه هايي تزئين شده بر روي آن قرار گرفته بوده است.اتاق آرامگاه و تابوت مرمرين با طلا تزئين شده و با ستونهاي ايونيک محاصره شده بوده است. سقف هرمي شکل مزين به مجسمه هاي متعدد بر روي رديف ستونها قرار داشته است. نوک اين آرامگاه با مجسمه يک ارابه که توسط چهار اسب کشيده ميشده، آراسته شده بوه است.
ارتفاع کلي اين مقبره حدود 45 متر محاسبه شده که از اين مقدار، 20 متر مربوط به جايگاه مخصوص، 12 متر براي ستونها، 7 متر سقف هرمي و 6 متر مربوط به مجسمه ارابه بوده است. زيبايي اين مقبره نه تنها به خاطر خود بنا که به دليل وجود مجسمه هايي است که طبقات مختلف آنرا آراسته اند. در ميان اين مجسمه ها دهها مجسمه در اندازه طبيعي و همچنين بسيار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شير، اسب و حيوانات ديگر به چشم ميخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، برياکسيس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas و تيموتئوس Timotheus، چهار طرف اين بنا را تزئين کرده اند. مقبره هاليکارناسوس به دليل اينکه به خدايان يونان قديم تقديم نشده، جايگاه بسيار ويژه اي در تاريخ دارد.

تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.
باغها مربع شکل بوده و دارای گنبدهای قوسی شکلی بوده که بر روی کف شطرنجی مکعبی شکلی قرار داشته است. ایوانی که دور بام ایجاد شده بوده توسط پلکان با پایین مرتبط میشده است. باغهای معلق از گیاهانی که بالاتر از سطح زمین کاشته شده بودند ایجاد شده و ریشه گیاهان و درختان به جای کاشته شدن در زمین، در کف ایوانها جاسازی شده بودند. تمام این مجموعه بر روی ستونهایی قرار داشت و آب از طریق وسایل بالا برنده در کانالهای شیب دار ریخته و در کل باغ جریان میافت. آبیاری گیاهان و رطوبت موجود در فضا از همین آب بود. درواقع این بنا با چمن همیشه سبز و درختان محکمش، کاری هنری و تجملی شاهانه بود. یکی از جالبترین جنبه های بنا این بود که کار باغبانی و زراعت در بالای سر بیننده انجام میشد.
در قرن بیستم بعضی از اسرار باغهای معلق فاش شده است زیرا باستان شناسان در حفاریهای خود در محل شهر باستانی بابل در عراق امروز، زیر بنای این باغها را یافته اند و یک کشف دیگر مربوط به بنای طاق و گنبد دار اصلی است، که شامل دیوارهای ضخیم و یک چاه آبیاری در نزدیکی قصر جنوبی بوده است. گروهی از باستان شناسان منطقه قصر جنوبی را نقشه برداری کرده و ساختمان طاق دار اصلی را بازسازی کرده اند.
فانوس دریایی اسکندریه
فانوس دریایی اسکندریه هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. برجی که بر فراز آن آتشی روشن میکردند تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمه فار به معنای چراغ دریایی برای نامیدن این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم (۳۰۷ - ۲۴۷ قبل از میلاد) به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد. آنچه تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست. یونانیها میگویند این برج در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد قدم به مصر گذاردند گفتهاند ارتفاع خرابه برج به ۱۶ متر میرسیده است. این برج روی پایهای چهار گوش بنا شده بود که ۶۹ متر ارتفاع داشت.
وقتی اسکندر مقدونی جوان وارد مصرشد در ممفیس به عنوان فرعون مصر تاج بر سر نهاد.سپس به تاسیس شهر اسکندریه همت نهاد و می خواست آن شهر را تبدیل به یک مرکز تجاری و اقتصادی مهم کند.بعد از آن دستور داد برفراز یک صخره دریایی در جزیره ای به نام فاروس که در جلوی شهر اسکندریه بود یک برج روشنایی بسازند که بلندتر و بزرگتر از تمام برجهایی باشد که تا کنون ساخته شده.اسکندر خود موفق به دیدار فانوس دریایی نشد و 23 سال بعد ساختمان برج آغاز شد .
این فانوس یکی از بزرگترین شاهکارهای روزگار باستان می باشد. ارتفاع این بنا حداقل به اندازه یک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پابرجا بود. برخلا ف 6 عجایب دیگر, فانوس دریایی اسکندریه استفاده های عملی بسیاری داشت . این بنا به کشتیهای دریانوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پیدا کنند و با ایمنی کامل داخل آن شوند. چراکه تنگه های خطرناک دﻗﻳﻗﺄ در خارج از بندرها قرار داشتند. ارتش نیز از این فانوس برای پیدا کردن کشتیهای دشمنان استفاده می کرد.
فانوس اسکندریه حدود 1000 سال به عمر خویش ادامه داد و از گذار جنگها جان بدر برد تا اینکه در سال 796 میلادی در اثر زلزله ای درهم شکست، اعراب تصمیم به ساخت مجدد آن گرفتند اما به نتیجه نرسیدند. سلطان سلیمان قانونی (1566 – 1520 میلادی) بر روی زیربنای فانوس اسکندریه بنای قلعه " کیت بی " را بنیان گذارد که تا به امروز نیز به جای مانده است.
تا پیش از ساخت فانوس دریایی اسکندریه چنین برج روشنایی بوجود نیامده بود و به همین دلیل نامی برای اینچنین ساختمانی وجود نداشت، مردم به خاطر مکان این بنا به آن " فاروس " می گفتند که بعدها همین واژه در زبانهای با ریشه لاتین متداول گشت: " Pharos " به زبان لاتین، " Faroo " به زبان ایتالیایی و اسپانیایی، " Phare " فرانسوی و " Farol " پرتقالی. در فارسی نیز به آن فانوس می گوئیم.
این برج تا قرن ۱۲ راهنمای کشتیها بود ولی در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اطراف اسکندریه روی داد از بین رفت و از خرابههای آن نیز چیزی باقی نمانده است.گفته می شود بر روی برج یک آینه غول پیکر نصب بوده است.
ترکیه در غرب قاره آسیا قرار گرفته است. منطقه جغرافیائی که ترکیه در آن قرار دارد آناتولی و آسیای کوچک (آسیای صغیر) نیز نامیده میشود.
ترکیه پیوندگاه دو قاره مهم آسیا و اروپا است. در جنوب شرقی اروپا و جنوب غربی آسیا واقع شده است
سرزمین ترکیه بصورت مستطیلی قابل تصور است که طول آن از شرق تا غرب 1660 کیلومتر و عرض آن بطور متوسط 550 کیلومتر میباشد. ترکیه از سه طرف با دریا احاطه شده است. از دیدگاه وسعت ترکیه با 780,580 کیلومتر مربع مساحت (کمتر از نصف مساحت ایران) سی و پنجمین کشور جهان بشمار میآید.
ترکیه شش همسایۀ آسیایی و دو همسایۀ اروپایی دارد. کشورهای هم مرز ترکیه عبارتاند از:آذربایجان 9 کیلومتر،ارمنستان 268 کیلومتر،ایران 499 کیلومتر، بلغارستان 240 کیلومتر، گرجستان 252 کیلومتر،عراق 352 کیلومتر،سوریه 822 کیلومتر، یونان 206 کیلومتر.
جمهوری ترکیهٔ در سال ۱۹۲۳ به رهبری مصطفی کمال (آتا ترک) جانشین امپراتوری عثمانی شد.
مصطفی کمال پاشا به دلیل سازماندهی مقاومت ملی علیه دول خارجی قهرمان ملی ترکیه گردید و توانست جمهوری ترکیه را بر پایه اصل جدایی دین از سیاست بنا کند و ملقب به آتا ترک شد.
در سال ۱۹۷۴ ترکیه با دخالت نظامی خود بر علیه کودتای یونانیان در قبرس مانع از الحاق قبرس به یونان شد.
از سال ۱۹۸۴ تاکنون حزب کارگران کردستان و حکومت ترکیه درگیریهای نظامی بسیاری داشتهاند که باعث مرگ بیش از ۳۰۰۰۰ نفر گردیده است.
ترکیه در سال ۱۹۴۶ به عضویت سازمان ملل در آمد و در سال ۱۹۵۲ به ناتو پیوست. ترکیه عضو جنبی جامعه اروپا است و اکنون با اجرای اصلاحاتی سعی در تحکیم و تقویت مردمسالاری و اقتصاد خود را دارد تا بتواند مذاکرات برای عضویت دراتحادیه اروپا را آغاز نماید.
اکثر مردم ترکیه از نژاد ترک هستند.کردهای ترکیه بیشتر در جنوب شرقی و شرق کشور زندگی میکنند. زبان رسمی این كشور ترکی است. گروهای ملی کوچکتر در ترکیه عبارتاند از آذری ها(شمال شرق)، لازها (شمال)، عرب ها (جنوب) و ارمنی ها (استانبول).
ترکهای ترکیه از اقوام ترک سلجوقی بودند که از آسیای میانه به فلات آناتولی کوچ کردند و پس از غلبه بر امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، امپراتوری عثمانی را در آنجا بنا نهادند.
بیش از نصفی از کردزبانان جهان در کشور ترکیه سکونت دارند که رویهمرفته حدود ۲۰ الی ۲۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
بنیانگذار ترکیه امروزی مصطفی کمال (آتا ترک )، حدود هفتاد سال پیش، قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن موجودیت کردها را در این کشور منکر میشد. برای مثال تا سال ۱۹۹۱، زبان کردی اگرچه در سطح وسیعی از این کشور بدان تکلم میشد اما قانونا ممنوع اعلام شده بود. تا به امروز نیز هرگونه سخنی که اشارهای به حقوق قومی کردها داشته باشد، به آن برچسب جدایی طلبانه زده شده و حکم حبس نسبتاً طولانی مدت را به دنبال دارد.
حکومت ترکیه، با هر نوع تجمع و تشکل سیاسی کردها به شدت مخالفت کردهاست. احزاب کردی همواره یکی پس از دیگری ممنوع الفعالیت اعلام شدهاند. اعضا احزاب کردی به جرم دگراندیشی، تحت تعقیب و آزار بوده اند؛ یکی از مشهورترین این افراد، در سال ۱۹۹۴، خانم لیلا زانا بودهاست. وی از سال ۱۹۹۱ به عنوان اولین زن کرد، به عنوان نماینده در مجلس ترکیه انتخاب شده بود؛ تحت عنوان نطق جدایی طلبانه به ۱۵ سال حبس محکوم شد. همچنین حزب وی نیز غیر قانونی اعلام شد.
افزون بر شکایاتی که کردها از حکومت ترکیه دارند میتوان به عدم توسعه اقتصادی این نواحی اشاره نمود. حکومت آنکارا ، به طور سیستماتیک، مناطق کردنشین را از طرحهای عمرانی بی بهره ساختهاست طوری که کشور ترکیه به وضوح میتوان به دو بخش متمایز تقسیم نمود:
قسمتهای شمالی و غربی ترکیه بسیار پیشرفته و صنعتی، در حالیکه قسمتهای جنوبی و شرقی آن، غیرصنعتی و محروم و در حقیقت بسیار جهان سومی است.
در سال ۲۰۰۵ حکومت ترکیه زیر فشارهای داخلی و خارجی (به ویژه اتحادیه اروپا)، وعدههای انجام اصلاحاتی در امور مربوط به کردها را دادهاست.
طرح اصلی پرچم ترکیه مدرن عبارت است از ماه و ستاره سفید با زمینه سرخ رنگ. این طرح مربوط میشود به علایمی که امپراتوریهای ترک سلجوقی و عثمانی به عنوان پرچم استفاده میکردند. ماه و ستاره از نمادهای اصلی ایلات ترکی بود که از سدۀ دهم میلادی در قالب امپراتوریهای غزنوی ، سلجوقی و خوارزمی قسمت اعظم خاورمیانه، آسیای میانه و آسیای صغیر (آناتولی) را تحت کنترل خود داشتند. از آنجا که سلاطین عثمانی در عین حال عنوان خلیفه مسلمین را داشتند، نزد اروپائیان طرح این پرچم به عنوان نماد اسلام شناخته شد. اکنون شمار بسیاری از کشورهای اسلامی ماه و ستاره را به صور مختلف به پرچم خود افزودهانداز جمله کشورهایی که نماد ماه و ستاره را روی پرچم کشورشان دارند عبارتاند ازآذربایجان ، ازبکستان ، الجزایر ، پاکستان ، ترکیه، ترکمنستان ، تونس ، سنگاپور ، مالزی و موریتانی .
دین و زبان:
بنابر آخرین آمار موجود در ترکیه حدود 98% جمعیت این کشور را مسلمان و 2% را مسیحیان و کلیمیان و دیگر ادیان تشکیل مید هند.
مسلمانان ترکیه اکثرا تابع مذهب تسنن می باشند که از میان آنها حنفی ها بزرگترین گروه محسوب می گردند که عمدتا در مرکز و غرب ترکیه ساکن هستند . شافعی ها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر واکثرا کرد هستند. شمار پیراوان مذاهبی دیگر بسیار کم می باشد. روی هم رفته پیروان ادیان در ترکیه به دو قسمت تقسیم می شوند :
الف ) پیرامون اسلام که خود به چندین فرقه و مذهب تقسیم می شوند و اهم آنها عبارتند از :
1- حنفی ها ، جمعیت قابل ملاحظه ای از اهل سنت ترکیه را تشکیل میدهند.
2- شافعی ها ، شاخه ای از اهل سنت است که پیروان آن را بیشتر کردها تشکیل می دهند.
3- پیراوان سایر فرق اهل سنت و طریقتها
4- علویان (به چهار دسته با نامهای رافعی، باطنی؛ Íروفی و بکتاشی تقسیم و بنا بر آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارد )
5- شیعیان ، پیرو مذهب جعفری بوده و نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر هستند.
ب)پیروان سایر ادیان:
1- مسیحیان شامل فرق پروتستانها ، کاتولیکها ، ارامنه ...... و
2- یهودیان (حدود 30 هزار نفر در این کشور سکونت دارند )
زبان:
ترکی زبان رسمی و مادری ساکنان ترکیه است و یکی از قدیمی ترین زبانهای دنیا به شمار می رود. بخشی از مردم کشورهای مشترک المنافع و برخی از نقاط جنوب شرقی اروپا و بعضی از مناطق خاورمیانه به این زبان صحبت می کنند. آذری (آذربایجان) ، قفقازی و ترکمنی نیز شاخه هایی از زبان ترکی محسوب می شوند. زبان ترکی از گروه زبانی اورال - آلتانی است و به گروههای کوچکتر ذیل تقسیم می شود:
1- گروه آسیای مرکزی مانند گرگ تورک ، ازبک و قرقیز
2- گروه جنوب غربی مانند ترکی عثمانی ، ترکی آذری و ترکمنی
3- گروه شمال غربی مانند تاتار و قزاق
4- گروه سیبری جنوبی مانند اویرات ، آبکان و تروا.
5- گروه سیبری شمالی مانند یاکوت
6- گروه جرواش (شمالی ) در ناحیه و لگا
زبان ترکی جدید که امروزه تحت عنوان « ترکی آناتولی» شناخته می شود از ریشه ترکی عثمانی است که به وسیله سلجوقیان در اواخر قرن یازدهم به آناتولی وارد شده است . به تدریج لغات و دستور زبان فارسی و عربی به میزان قابل توجهی به این زبان وارد شد و الفبای عربی رایج گشت. پس از اعلام جمهوری (در سال 1923) ، الفبای لاتین جایگزینی الفبای عربی گردید.
در الفبای لاتینی که از سال 1928 به بعد در ترکیه مورد استفاده قرار گرفته است . بیشتر حروف و صدای کم و ییش مانند معادل انگلیسی شان تلفظ می شوند. زبان رسمی ترکی است امّا در این کشور زبانهای کردی، عربی، ارمنی و یونانی نیز تکلم میشود.
چند بنای تاریخی مهم عبارت است از:
- آیاصوفیه :
ده هزار كارگر در پنج سال آن را بنا كردندبنای آیا صوفیه كه در میدان سلطان احمد استانبول قرار دارد یكی ازبزرگترین اثرهای تاریخی دوران بیزانس است و در زمان كنستانتینوس اول بنا شده است. این بنا كه ستون بندی آن چوبی بود در 15 شوبات 360 افتتاح شد اما درجریان شورش علیه دولت تماما سوخت. این بنا مجددا بدست تئودوزیوس دوم احداث و درس ال 415 مجددا افتتاح شد. در دوران جاستینیانوس اول بدنبال یك شورش علیه دولت مجددا دستخوش حریق شد. برای بازسازی بنا دو معمار به نامههای ایسیدوروس (از میلتوس یا سوكلی فعلی) و آنتییوس (از تراللس یا آیدنلی فعلی) ماموریت یافتند. بنا با كار 10 هزار كارگر در طول پنج سال و تحت نظر 100 استاد باشی تكمیل شد بنایی كه امروزه در سال پذیرایی صدها هزار نفر توریست داخلی و خارجی است، در سنوات بعد از آن تاریخ نیز مكرر بازسازی شده است. این بنا كه به مدت 916 سال بعنوان كلیسا از آن استفاده شده است پس از فتح استانبول به مسجد تغییر یافت. این مسجد به مدت 481 سال در دوران عثمانی ها فعال بود. آیا صوفیا بعدا با اضافه شدن بناها ، مناره ها و بازسازیها در سال 1935 به موزه تبدیل و در خدمت توریسم قرار گرفت. موزه هر روز از ساعت 9:30 الی 16:30 برای بازدید علاقه داران باز است . میدان سلطان احمد./ استانبول
- مترو پولیس : قصبه مادر مقدس:
دود 725 سال قبل ازمیلاد مسیح در متروپولیس تحت نام قصبه مادر مقدس بنا شده است. در دوره پایانی هلنستیك دوران طلا را از سر گذرانده ، در دوران آگوستوس ،امپراتوری روم، بر روی آن صلیب های خارجی قرار گرفته ودردوران بیزانس مركز روانشناسی شده است. در حفاریهای متروپولیس از سال 1989 به این طرف مطالب بسیار مهمی در مورد تاریخچه این بنا بدست آمده است. متروپولیس در جنوب ازمیر در روستای ینی كوی از توابع ایلچه توربانلی واقع است. از ازمیر و توربالی بامینی بوس به ینی كوی می روند. با اتومبیل شخصی از اتوبان ازمیر در راه توربالی وارد شده و به سمت ینی كوی ادامه مسیر دهید به مترو پولیس خواهید رسید.
ـ آیزانویی: شهر ثروتمند امپراتوری روم
این شهر كه در دوران اولیه بیزانس مركز روانشناسی بوده است ، در دوران امپراتوری روم با صنعت پشم بافی و شراب سازی توسعه و شهر ثروتمندی شد.
بدون شك مهمترین بنای آیزانویی مقبره زئوس است. این بنا بلحاظ معماری در آنادولو بی همتاست. امروزه گالریها و بازراچه ها در زیر باغچه های حیاط ها نظیر یك رویا پا برجاست. در باغچه مقبره سنگ های مزارها كه هر كدام به شكل .... و كوره طراحی شده اند توجه بازید كنندگان را به خود جلب می كنند. اسم مقبره قهرمان افسانه ای بنام آزان از بهم پیوستن پری آبها اراتو وخانه افسانه ای پادشاه آدكاس بوجود آمده و درطول زمان به آیزانو تغییر یافته است. این ثار تاریخی در 57 كیلومتری مركز شهر كوتاهیا واقع است.
- برگاما : قرار گاه نظامی برخی دورانها
تاریخ شهر برگاما در حوزه بكیر چای به حدود 3000سال پیش از میلاد می رسد پس از مرگ اسكندر زنرال او لی سی ملخوس این شهر را به شكل یك اردوگاه نظامی در می آورد. تاریخ برگاما پر از فتوح در جنگ عیه گالاتها و سوری ها است.
مقبره آتفا پر است از بناهای یاد بود این پیروزیها ، كتابخانه بنا شده در زمان ایومنس دوم حاوی كتابهای معروفترین دانشمندان آن زمان ارسطو و تئوپنیروستو است كه از كتابخانه های باستانی شناخته شده دنیاست. قدیمی ترین مقبره شناخته شده برگاما، مقبره آتناست كه مربوط به چهار صد سال پیش از میلاد مسیح است. مقبره هائی كه امروز فقط پایه های آنها باقی است زمانهایی محل نمایش كلكسیون های هنری پادشاهان برگاما ، اشیاء وقفی و سلاحهای دشمنانشان یعنی گالاتها بود.
برگاما از استانبول 550 كیلومتر ، از آنكارا 530 كیلومتر فاصله دارد. میتوان از استانبول از طریق قایق و باندریها به آنجا رسید. فاصله باندریما تا بالیكسیر 250 كیلومتر است .
آرژانتین: سرزمین نقره (اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)
آلبانی: سرزمین کوه نشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)
افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)
اکوادور: خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر: جزیره ها (عربی)
السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)
امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.
كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .
توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .
بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .
تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن :
تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید .
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد .
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده .
با هجوم قوم عرب و نفوذ فرهنگ اسلامی و تطبیق فرهنگ ایران ِ زرتشتی با اسلام ، برداشتهای اسلامی از سنتهای ایرانی از جمله نوروز صورت گرفت. از آنجمله از زبان و قلم اندیشمندان اسلامی رفت که : خداوند حضرت آدم را در اول فروردین آفرید و پیامبر گرامی اسلام ، حضرت علی (ع) را در این روز در دشت غدیرخم به امامت و ولایت معرفی کرد و ...
به این ترتیب نوروز و صدها سنت اصیل ایرانی به مدد فرهنگ تطبیقی و التقاطی ِ خاص ایران به سنتهای اسلامی وارد شد .
در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تا مجوس از بین برود !! ))
اما انگار این افکار منور و انقلابی (!) کمی زیادی انقلابی بود ، چون هیچگاه اجرا نشد !
و امروزه نیز اگرچه از تشریفات بسیار و تنوعات قومی ِ نوروز کاسته شده اما بنظر می آید جشن مبارک نوروز را دیگر کسی نمی تواند از ایران جدا کند. حتی اگر افراد و مسئولانی نادان ، احمقانه عنصر هویت ملی را مقابل ِ هویت مذهبی ایرانیان قرار دهند و ملیت را خطری برای دیانت ِ نیم بند !!
اسطوره ها ، رسوم و فلسفه ی آنها :
نیاز به تولدی دوباره ، پاک شدن از آلودگی ها و اشتباهات ِ گذشته و شروع ِ یک زندگی ِ نو در وجود آیین زرتشت و ایران ِ باستان بصورت اعتقاد به یک نقطه عطف خاص یعنی آفرینش متمرکز شده است .
طبیعت پس از گذران ِ دوره ای سرد و بی محصول ، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. ( در اسلام و همچنین عرفان ِ اسلامی موضوع خلق مدام ، منطبق با این عقاید ایران باستان است ) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِ الهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد .
ماه فروردین را ماه ِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند. و آن عید اموات است. درین ماه بدلیل رستاخیز ( نو شدن ِ موقت دنیا ) پرده ی میان زنده گان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِ نیک ِ درگذشتگان به ملاقات ِ زندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی ، نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد. ارواح ِ نیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده ست به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فرورها ست .
در روز ابتدای فروردین ، که بنام ِ پاک و برکت دهنده ی اهورامزدا( خدای پاک ) مزین شده است ، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود .
ایرانیا قدیم برای استقبال از سبزی ِ بهاران ، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِ خشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. ( 12 ستون ، اشاره به اعتقاد ِ کهن ِ قرار گرفتن ِ جهان بر روی 12 ستون )
ششمین روز ِ فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی ، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است ، به نوروز ِ بزرگ معروف است. (( آورده اند که در بامداد ِ آن روز به کوه ِ بوشنج شخص ِ خاموشی که دسته ای از گیاهان ِ خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است ، سپس پنهان می شود و تا سال ِ دیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمی گردد .
و نیز :
در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و دلیل ِ آن همان خود شستن و پاکیزگی ست .
پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه می دارند .
خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِ سین شروع شده باشد می گذارند ( هفت سین ). مانند :
سبزه : نمودار ِ گلهای زیبا و زینتی ، سرسبزی و خرمی . سیب : میوه ای بهشتی و نماد ِ زایش . سمنو : از جوانه ی گندم ، نمود رویش و برکت . سنجد : بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِ عشق و دلباختگی ست. و ...
آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِ نور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین هست که نماد ِ نطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِ ایران ، جهان ، تخم مرغی شکل است ، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِ زنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست .
... و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِ ایران عزیزمان پراکنده ست . در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین ، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود .