بررسى تفاوت اجراى حكم قصاص در مورد زن و مرد

 

                                                                 مقدمه:
در قانون مجازات اسلامى ايران به تبعيت از فقه شيعه اماميه تفاوتهايى در اعمال مقررات كيفرى بين مرد و زن وجود دارد، همچنانكه در اعمال مقررات مدنى نيز برخى تفاوتها بين زن و مرد به چشم مى‏خورد كه در بسيارى از آن موارد حداقل در يك برداشت ظاهرى چنين به نظر مى‏رسد كه به جنس ذكور، امتياز و
برترى داده شده است. تفكر غالب و حاكم بر جوامع امروزى كه در اسناد بين‏المللى بخصوص اسناد حقوق بشرى مثل منشور ملل متحد، اعلاميه جهانى حقوق بشر، ميثاق بين‏المللى حقوق مدنى و سياسى، كنوانسيون محو هر نوع تبعيض عليه زنان، كنوانسيون حقوق كودك و اسنادى از اين قبيل منعكس است، رعايت تساوى بين زن و مرد و عدم تبعيض و تفاوت بر اساس جنس مى‏باشد. به موجب اين طرز تفكر نبايد
مقرراتى وضع و احكامى مقرر و اجرا گردد كه نشان دهنده نوعى امتياز و يا برترنگرى مرد نسبت‏به زن باشد. ترديدى نيست كه تفاوتهايى در ساختار طبيعى خلقت زن و مرد وجود دارد و همين تفاوت خود موجب متفاوت بودن وظايف طبيعى و تكاليف و مزاياى اجتماعى مى‏گردد، ولى مهم اين است كه در وضع احكام و
تكاليف و حقوق و مسئوليتها نبايد به چيزى ديگر جز تفاوت طبيعى موجود بين زن و مرد توجه كرد و هر حكمى كه مبنايش پايين‏تر دانستن ارزش انسانى زن نسبت‏به مرد باشد بايد ملغى گردد. ماده يك كنوانسيون محو هر نوع تبعيض عليه زنان مى‏گويد:
«منظور از تبعيض عليه زنان، قائل شدن هر گونه تمايز، استثناء يا محدوديت‏بر اساس جنسيت است كه در به سميت‏شناختن حقوق بشر زنان و آزاديهاى اساسى آنها، و دارا بودن حقوق و اعمال آنها بر پايه مساوات با مردان در تمام زمينه‏ها اثر منفى دارد يا هدفش از بين بردن اين وضعيت است.»
براى بررسى دقيق وضعيت‏حكم قصاص و تفاوت آن در مورد زن و مرد و روشن شدن موقعيت آن بايد همه احكام متفاوتى كه در مورد زن و مرد وجود دارد بررسى شود و موارد صحيح و مسلم مشخص گردد آنگاه سه موضوع از ديدگاه اسلامى بخوبى شكافته و روشن شود:
۱ - آيا در نگرش اسلامى بين زن و مرد از لحاظ ارزش انسانى تفاوت وجود دارد يا خير؟
۲ - احكام و مقررات متفاوت موضوعه به تمايز و تفاوت ارزشى زن و مرد بر مى‏گردند يا صرفا ناظر و مربوط به تفاوت طبيعى موجود بين زن و مرد هستند؟
۳ - آيا اين احكام و مقررات متفاوت شانشان دايمى بودن است‏يا بر اساس اوضاع و احوال خاص زمان و مكان صادر شده و طبع آنها منافاتى با تغيير ندارد؟
پرداختن به اين موضوعات و رسيدن به يك نتيجه مشخص و روشن، بحث ظريف و مستوفايى را مى‏طلبد كه در مجال اين نوع بحث مطرح شده در اين مجله به صورت سوال و مصاحبه نيست، لذا با حفظ آن اصول و كلياتى كه ذكر شد به نحو اجمال وضعيت مربوط به حكم قصاص در مورد زن و مرد را بيان مى‏كنيم و فتح بابى مى‏نماييم به اميد آنكه از نظريات محققانه انديشمندان سود بريم.

حكم قصاص در قانون مجازات ايران و فقه

الف - قانون مجازات اسلامى ايران
طبق ماده ۲۰۷ قانون مجازات اسلامى: «هر گاه مسلمانى كشته شود قاتل قصاص مى‏شود»، ولى ماده ۲۰۹ همان قانون مى‏گويد:
«هرگاه مرد مسلمانى عمدا زن مسلمانى را بكشد محكوم به قصاص است، ليكن بايد ولى زن قبل از قصاص قاتل نصف ديه مرد را به او بپردازد.»
و طبق ماده ۲۱۳:
«در هر مورد كه بايد مقدارى از ديه را به قاتل بدهند و قصاص كنند بايد پرداخت ديه قبل از قصاص باشد».
ماده ۲۵۸ قانون مجازات اسلامى نيز مقرر مى‏دارد:
«هر گاه مردى زنى را به قتل رساند ولى دم حق قصاص قاتل را با پرداخت نصف ديه دارد و در صورت رضايت قاتل مى‏تواند به مقدار ديه يا كمتر يا بيشتر از آن مصالحه نمايد.»
به هر حال طبق قانون مجازات اسلامى ايران در صورتى كه زنى مردى را عمدا به قتل برساند، زن قصاص مى‏شود بدون هيچگونه شرط خاصى، ولى اگر مردى زنى را عمدا به قتل برساند، در صورتى قاتل قصاص مى‏شود كه اولياى دم مقتوله نصف ديه قاتل را به او بدهند و اگر نصف ديه را ندهند يا نتوانند بدهند مرد قصاص نمى‏شود.

                                                           بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

باز کنیم پنجره ها را ... بهار آمد

 

در پایان این راه و در آغاز سفری نو

دوباره به ترنم باران بهار می اندیشم

به یاد آن روزهایی که به طراوت نوروز زمستان را می ­گذراندم

به یاد بزرگترها

و  تنهایی ها

به یاد پدر بزرگ و مادر بزرگی که سالها، سبزی سفره هایمان از وجود با برکتشان بود و

امروز...

و امروز خاطره شان.

 

به یاد همه آنها که رفتند

و خودمان که روزی خواهیم رفت

و جز خاطره چیزی دیگر از ما نخواهد ماند.

 به قول فرهاد

اینهاست تنها دلیل ماندن در زمستان، به امید رسیدن بهار

ولی کو بهار

 با همه این خاطرات،

 هر زمستان سر می­آید و از بهار خبری نیست که نیست.

 

 تقدیم به همه دوستانی که سالهاست خاطره انگیز خاطرات خوب و بدم بودند

به امید بهاری بی خزان

 

سال نو مبارک

چرا انسان ها دوست دارند عاشق شوند ؟

 

تمام انسان های زمانی که به یک سن خاص می‌رسند ، تمایل دارند که عاشق شوند و کسی را فراتر از حد معمول دوست داشته باشند اما علت این کار در چیست ؟

 
چرا عاشق می‌شویم ؟ دلایلی که انسان ها دوست دارند عاشق شوند و عاشق نیز می‌شوند به ترتیب زیر می‌باشد : 
 
1-  تمام انسان های زمانی که به یک سن خاص می‌رسند ، تمایل دارند که عاشق شوند و کسی را فراتر از حد معمول دوست داشته باشند اما علت این کار در چیست ؟
علت این کار تا حدودی به هورمون های انسان های بستگی دارد زیرا زمانی که به سن خاصی می‌رسید فعالیت هوورمون ها نسبت به گذشته تفاوت دارد و فعالیت جدیدی را آغاز می‌کنند  و البته لازم به ذکر است که این سن در تمام افراد یکسان نیست ، دز هر شخصی رسیدن به این سن خاص و شروع جدیدی برای هورمون ها متفاوت است .
 
2- تمام انسان های تمایل دارند با شخص دیگری جز پدرو مادر ، خواهر یا برادر خود ارتباط جدیدی را برقرار کنند بالخصوص با جنس مخالف خود .
 
3- از دید روان شناسی زمانی که انسان ها عاشق می‌شوند به این علت است که می‌خواهند ابراز وجود کنند ،  ابراز استقلال خود ، ، اظهار کنند که ما نیز بزرگ شده ایم و می‌توانیم کسی را دوست داشته باشیم  ،  معمولا  تمام انسان ها اولین رابطه هایی که در دوران نامزدی خود داشته اند  را هیچ گاه فراموش نمی کنند ، چون اولین مرتبه ای  بوده که به دیگران  ثابت کرده اند که ما دیکر یک خانم بالغ یا یک مرد بالغ شده اید .
 
مهم ترین علت روان شناسی که این رابطه را فراموش نمی کنید به این خاطر است که شما از دوران نوجوانی خارج شده اید ، وارد دنیای بزرگ سالان شده اید ، با یک شخص دیگر آشنا شده اید که او را هم مثل خود می‌بینید ، دو روح که از یکدیگر جدا هستند ولی به نظر شما هر دو روح بسیار به هم نزدیک شده اند ;  بدین ترتیب  شکوفه های علاقه ، عشق  در دلتان و بین شما دو نفر به وحود می‌آید .
 
معمولا اولین رابطه های در دوران نامزدی بعد از مدتی با کمی مشکل مواجه می‌شود چون خانم یا آقا با کسی جز والدین خود رابطه ی محبت آمیز نداشته است ، گاهی در این رابطه ها به مشکل بر می‌خورند اما بعد از گذشت زمان  و با کمی صبر و حوصله ، مشکلی که در رابطه ها وجود دارد حل خواهد شد ،  این موضوع  در بین زوج های جوان کاملا طبیعی می‌باشد ، اگر شما هم چنین مشگلی دارید اصلا جای نگرانی وجود ندارد . 
 
گاهی بعضی از افراد دوست دارند عاشق شوند ولی چنین شرایطی برایشان پیش نمی‌آید، با اولین کسی که به آنها یک سخن محبت آمیز می‌زند دچار توهم می‌شوند که او عاشق آنها شده است ،  این تفکر نشانه ای  از یک کمبود در این  انسان ها می‌باشد ، نگاهها ، صحبت های ، رفتار ها ، و .... همه ی چیز را در فرد مقابل به همان شیوه ای می‌بینند و می‌شنوند که دوست دارند ، حتی عقاید ، نظرات و رفتار های خود را به خاطر نامزدشان عوض می‌کنند و گاهی به دروغ نیز متوسل می‌شوند ;  تمام این کارها را انجام می‌دهند تا در برابر چشم او بالا تر روند ، شخص مقابلشان بیشتر عاشق آنها شود.
 
اما در علم روان شناسی این موضوع را به این ترتیب توضیح می‌دهند که این افراد برای گریز از خود ، شخصیت و هویتی که دارند ، دست به این اعمال می‌زنند و در واقع  این افراد در یک خواب غفلت یا یک رویای کودکانه  به سر می‌برند و هنگامی که از این خواب بیدار می‌شوند دیگر فایده ای ندارد ، دوران نامزدیشان به هم خورده است ، اغلب این افراد بعد از قطع شدن رابطه نامزدیشان دچار بحران های شدید روحی می‌شوند و گاهی این بحران ها به حدی می‌رسد که خانم یا آقا دچار افسردگی های شدید می‌شوند . 
 
رویا یا خوابی که برایتان توضیح دادیم دقیقا مصداق نوجوانانی است که منتظر و چشم به راه یک شاهزاده با اسب سفید هستند که از یک سرزمین دور به نزد آنها بیاید ، این دختر خانم های رویایی را با خودش ببرد تا ملکه سرزمین خود کند . آیا چنین شاهزاده ای وجود دارد ؟
 
مسلم است که این تفکر تنها یک رویا است که فقط هم محدود به دوران نوجوانی می‌باشد ، اما بعضی از افراد این رویا را با خود وارد دوران جوانی می‌کنند مانند افرادی که در بالا برایتان شرح دادیم ، این افراد دقیقا همان رویا های دوران نوجوانی خود را حفظ کرده اند ،  و در همان رویاهای غوطه ور ند و از واقعیت های زندگی دور هستند .
 
بسیاری از افراد عاشق می‌شوند و به شخص دیگری دل می‌بندند زیرا دارای اعتماد به نفس پایینی هستند ، با عاشق شدن و محبت دیگری احساس می‌کنند که قدرت اعتماد به نفس شان بالاتر می‌رود ، بدون آن شخص قادر به زندگی کردن نخواهند بود و خود را بدون او تنها و بی تکیه گاه می‌بینند . این افراد دارای شخصیت فوق العاده ضعیفی هستند زیرا به تنهایی قادر به زندگی کردن نیستند . این افراد برای اینکه همسرشان یا نامزدشان او را هم راهی کند هر کاری را که از او بخواهند انجام می‌دهند حتی حاضرند شخصیت چندین ساله شان را زیر پا بگذارند ، تنها به این دلیل گاه  احساس کنند عاشق یک نفر هستند . این افراد می‌خواهند به هر قیمتی که شده است عاشق باشند اما نکته ی مهم تر این است که نباید خواسته های  خود را به آسانی و به هر قیمتی از بین ببرید . 

کالبد شکافی کم رویی نوجوانان و جوانان

 

از دیدگاه روانشناسی، کمرویی برچسبی است که فرد به خود می زند. یعنی اگر شما معتقد با شید که کمرو هستید حتما همان گونه عمل خواهید کرد!!

دوره نوجوانی در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. اهمیت آن مربوط به بحرانهایی است که در این زمان برای انسان به وجود می آید. کمبود اعتماد به نفس و کمرویی بیانگر ترس و اضطراب درونی است. به همین دلیل نوجوانان ناگهان درون گرا می شوند و در خود فرو می روند و احساس ترس از شکست و مسخره شدن در آنها شکل می گیرد و ممکن است تمام وجودشان را در بر گیرد. اینجاست که نوجوان به انزوا روی می آورد و تنهایی را بر می گزیند، لذا به دوری از جمع گرایش پیدا می کند و این چنین گرایشی به علت ترس و دلهره ای است که در فرد به وجود می آید.

 

ادامه نوشته

دوستی دختر و پسر

 

مقدمه

يکي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است که بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديک وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن کساني هستند که با آن ها احساس خوش بختي کنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در کنارشان منفعت بيشتري کسب کنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است که پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب کنند و در اين ارتباط مقطعي که لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.

بايد توجه داشت که نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشکيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.

گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه کشيده مي شود که اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.

بي شك در گذشته بيان چنين مسائلي دور از ذهن بود ولي متاسفانه در دنياي كنوني عليرغم حركت پر شتاب به سوي مدرنيزه شدن مشكلات فرهنگي و شخصيتي نيز دامنگير جوامع  شده و با توسعه ارتباطات و در هم آميخته شدن فرهنگ هاي مختلف نوعي بي ثباتي عقيدتي و فرهنگي و شخصيتي نيز در بين نسل جوان پديد آمده كه البته اين از نتايج منفي اين دوره در كنار ابعاد مثبت آن مي باشد.  

بسياري از رفتارها و گفتارها كه در گذشته زشت و ناپسند بود امروزه براي عده اي نشانه تمدن و پيشرفت شده و در بعضي موارد ديده مي شود افراد شديداً علاقه به تظاهر و تقليد بعضي رفتارها        مي نمايند تا از قافله تمدن به دور نباشند.  البته تشخيص تمدن و پيشرفت ، بستگي به نگرش فرد ي و نوع تربيت خانوادگي و شخصيت اجتماعي و اصالت فرهنگي فرد دارد. اصالت و تربيت هر شخص بهترين راهنماي او در تشخيص درست از غلط خواهد بود.

با توجه به شكل گيري عقايد و شخصيت نسل قديم تغيير اين نسل غير ممكن و يا دشوار مي باشد ولي تربيت نسل جديد آسان تر است. لذا نبايد صورت مسئله را پاك كرد بلكه بايد راه حل هاي درست را به جوانان ارائه نمود تا در مسير درست قرار بگيرند.

در سنين نوجواني و جواني به علت خصوصيات اين دوره از زندگي شايد بعضي ها درگير هوي و هوس و غرايز سركش خود قرار بگيرند و در لحظات كوتاهي  خود را به دام اين بعد از نفسانيات بياندازند ودر اين لحظات در كنار جنس مخالف احساس لذت وافري داشته باشند و با روابط نادرست احساس سرمستي وسرخوشي و لذت نمايند و در آن لحظات تصور كنند كه خوشبخت ترين دلداده ها هستند و در اوج سعادت مي باشند و هيچ چيز نمي تواند بين آنها فاصله بيندازد. و حاضر نيستند اين خوشي و لذت را با  چيز ديگري عوض كنند. ولي مطمئن باشند اين گونه احساسات عميق و پايدار نيستند و براي لحظه اي و مدت كوتاهي ارضا كننده مي باشند. و در اصل آني و زود گذر هستند. اگر كسي به دنبال احساس لذت واقعي و سعادت حقيقي است بايد در روابط خود ازعقل و منطق و درايت كمك بگيرد و بر خواهش هاي نفساني خود غلبه كند و هر گونه لذت جويي و توجه به غرايز را براي بعد از ازدواج قرار دهد.متاسفانه امروزه در جامعه خودمان مي بينيم كه بعضي از جوانان بي بندوباري و بي حرمتي را نشانه تمدن دانسته و گاهي حتي در ملاء عام نيز بسياري از روابط شخصي خود را آشكار و علني مي سازند. مثلا من بارها در پارك  يا سينما و محل هاي عمومي ديده ام كه دو جواني كه هنوز دهانشان بوي شیر مي دهد آن چنان در آغوش يكديگر فرو رفته اند و در حال معاشقه و گفتگو هستند كه انگار اصلا توجهي به اطراف خود ندارند و هيچ كسي را نمي بينند! حال تصور كنيد اگر در خلوت باشند چه اتفاقي مي افتد.

بقیه در ادامه مطلب . . .

 

ادامه نوشته

طلاق

روز به روز ازدواجهاي ناشاد بيشتري به طلاق ختم مي‌شوند. حدس و گمانهايي راجع به خاستگاه افزايش نرخ طلاق وجود دارند که عبارتند از: افت اخلاقي ، خودخواهي فزاينده نسل من ، جستجو براي تجارب جديد و ناتواني آدميان در ايجاد روابط عميق. امروزه تحريم‌هاي اجتماعي در برابر طلاق از بين رفته است. شايد شگفتي واقعي در آن نباشد که نرخ طلاق اين چنين افزايش يافته است. شگفتي حقيقي آن است که در دوره‌اي که هزينه‌هاي متارکه که تا چنين حد کافي کاهش يافته ، تا بدين‌اندازه ديرپا و مقاوم است.

جنبه‌هاي مختلف طلاق
محققي به نام بوآن اظهار مي‌دارد که وقتي ازدواج از هم مي‌پاشد، در اثر آن چندين نوع طلاق ايجاد مي‌شود:
طلاق عاطفي زماني رخ مي‌دهد که ازدواج دستخوشي تباهي مي‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه يابد.)
طلاق قانوني
طلاق اقتصادي ، که در رابطه با پول و توافقهاي مالي (مانند مهريه) است.
طلاق هم والدي ، که در ارتباط با نگهداري و سرپرستي از فرزند ، خانواده‌هاي تک والدي ، يا حق ملاقات يا فرزندان است.
طلاق اجتماعي ، که در زمينه تغيير روابط با جمع دوستان همسر رخ مي‌دهد.
طلاق رواني ، که در حضور مسائل مربوط به بازيابي خود پيروي فردي و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمير «من» و نه «ما» است.


اثرات طلاق
پس از طلاق ، به دلايل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسيب شود. بسياري از افرادي که متارکه کرده‌اند خود را شخصي ناپسنده و فاقد توان کافي براي ازدواج مجدد مي‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان مي‌دهند، با يکديگر فرق دارند. مردان گرايش به آن دارند که طلاق را به عنوان چيزي به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بيشتر احتمال مي‌رود که آن را به عنوان نقطه پاياني بر يک فرآيند طولاني قلمداد کنند. به همين خاطر است که زنها کمتر احساسهاي منفي را درباره طلاقشان گزارش مي‌کنند. طلاق براي زنان تنش‌زاتر و گسلنده‌تر است تا مردان. ممکن است اين زني باشد که ترديد کمتري درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراري زندگي جديد مشکلات بيشتري خواهد داشت.


آدميان از لحاظ واکنشي که در برابر طلاق از خود نشان مي‌دهند، بسيار متفاوت‌اند، بسياري از هم مي‌پاشند، اما برخي ديگر ، نوعي تعالي عاطفي را تجربه مي‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقي کنيم، در اين صورت ، پديده‌اي غمبار قلمداد خواهند شد. اما براي بسياري از کساني که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هايي که در اختيار واداشته‌اند يا طلاق بوده است و يا يک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن اين انتخابها برخي شواهد حاکي از آن است که طلاق مي‌تواند شخصا مفيد و سودمند باشد. محققين به اين نتيجه رسيده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشيده‌اي که ويژگي آن نزاع و جنجال است، آسيب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌اي باشد که در اثر طلاق فروپاشيده است.


کنار آمدن با طلاق
سازگاري با طلاق به عوامل بسياري وابسته است: نگرش در مورد ازدواج ناموفق ، شخصيت فرد و محيط اجتماعي. براي کنار آمدن با طلاق ، کمکهاي بيروني از سوي متخصصان بهداشت رواني و گروههاي خود ياري متشکل از افراد مطلقه (مانند والدين بي همسر) در دسترس هستند. همچنين حتي هنگامي که طرفين عزم خود را براي طلاق جزم کرده‌اند مشاوره با زوجها مي‌تواند مفيد واقع شود. برخي از فنون مسئله گشايي و مهارتهاي حل تعرضي هم که براي بهبود ازدواجها بکار ميروند مي‌تواند براي کمک به حل آسيبهاي ناشي از جدايي موثر باشد.


آنجا که همه مثل هم فکر مي کنند هيچ کس خيلي فکر نمي کند.
آدم از پير شدن نبايد بترسه بلکه از بزرگ نشدن بايد بترسه!
اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس ميهمان ميشوند و بعد صاحبخانه.
اگر بر ناتوان خشمگين شوي دليل بر آن است که قوي نيستي.سقراط
هميشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسيدي، همزمان دره اي عميق نيز در کنارش دهان باز خواهدکرد...!
هيچ کس نمي تواند ما را بهتر از خودمان فريب دهد
کسي که در زندگي چرايي داشته باشد با هر چگونه اي خواهد ساخت !
مردي که کوه را از ميان برداشت کسي بود که شروع به برداشتن سنگ ريزه ها کرد..!
زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند:فروختي؟ گفت:نخريدند،تمام شد...!
حضرت امير(ع) :آرام باش ،توکل کن،تفکر کن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني که زودتر از تو دست به کار شده اند.
علي:با ان کس که تو را سخن آموخت به درشتي سخن مگو و با کسي که راه نيکو سخن گفتن به تو آموخت لاف بلا غت نزن
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد از زخم تيشه خسته نشو که وجودت شايسته تنديسي زيباست

فلسفه حجاب چیست‌؟

پوشش زن در اسلام به این معنا است که‌، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه‌گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین‌; لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهره‌برداری هوسبازان‌، قرار نگیرد.
درست است که حجاب‌، در ظاهر محدودیت زن را نشان می‌دهد; اما واقع و روح مسئله‌، حکایت از محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است‌. به طور کلی‌; فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است‌:
1 ـ آرامش روانی‌:زیرا آزادی معاشرتهای بی‌بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می‌کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه‌ای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. افزون بر این‌، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می‌شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می‌بندد. یعنی نگاه که اولین واسطة ارتباط زن و مرد است‌، باید کنترل شود. به مرد می‌گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می‌گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن‌ّ و یحفظن فروجهن‌ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد; و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.
2 ـ استحکام پیوند خانواده‌: اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع‌، پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می‌دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم‌های آزاد; رقیب و مزاحم‌، امنیت خاطر زوجین را از بین می‌برد.
3 ـ استواری اجتماع‌:ارتباط حساب نشده و بی‌بند و باری‌ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی‌، اقتصادی‌، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست‌. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است‌. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.
4 ـ ارزش و احترام زن‌: زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری‌، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می‌شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین‌تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می‌شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه‌، مطالعة کتاب «مسألة حجاب‌» از شهید مطهری  را توصیه می‌کنیم‌