جملات حکیمانه از شکسپیر

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر میدهد.
ای جسارت! دوست من باش.
ای جسارت! دوست من باش.
دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد.
اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده .
از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده میشوند، برخی بزرگی را به دست میآورند و بعضی بزرگی را به دامانشان میاندازند.
آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد.
به لبهایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شدهاند.
خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای.
صورت شما کتابیست که مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند.
به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه میداند.
اگر کلمات نایاب شوند، بهندرت بیهوده مصرف میشوند.
با خنده و شادی، بگذار چین و چروکهای پیری از راه برسند.
چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام مییابد .
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 10:36 توسط رضا امتحانی
|
الهی! چه عزتی فراتر از این که بنده ی تو باشم ؟ و چه فخری بالاتر از این که « تو » خدای من باشی؟ تو آنگونه خدایی هستی که من دوست دارم ، پس از من آن بنده ای را بساز که تو دوست داری !